|
عشق گمشده من،،،،،،،،، | ||
با عرض تبریک به سایه جونم تولدت مبارک ان شاءالله ۱۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰عمر با عزت داشته باشی گلم عاشقتم حالا همه دست دست
[ ] [ ] [ sahar ]
غفلت از محبوب
مجنون براي ديدن ليلي در مسيري كه محلّ عبور او بود چند روز به انتظار نشست تا
اينكه در نيمه هاي يك شب از شدّت خستگي همانطور كه بر سر راه نشسته بود
خوابش برد. همان وقت ليلي از آنجا عبور كرد و وقتي ديد مجنون به خواب رفته است
چند گردو جلوي او گذاشت و رفت. وقتي مجنون بيدار شد و گردوها را ديد فهميد
ليلي آمده و رد شده است و با اين گردوها با او حرف زده و گفته است تو عاشق
نيستي و بايد بروي گردوبازي كني، عاشق كه خواب به چشمش راه ندارد. [ ] [ ] [ sahar ]
سلام بچه ها یکی از دوستان میخواد خودکشی کنه خیلی واسم عزیزه خواهش میکنم براش دعا کنید یه خورده سر عقل بیاد به فکر اشتباهی که در حق من کرد فکر کنه [ ] [ ] [ sahar ]
[ ] [ ] [ sahar ]
روي تخته سنگي نوشته شده بود: اگر جواني عاشق شد چه کند؟ من هم زير آن نوشتم: بايد
صبر کند. براي بار دوم که از آنجا گذر کردم زير نوشته ي من کسي نوشته بود: اگر صبر
نداشته باشد چه کند؟ من هم با بي حوصلگي نوشتم: بميرد بهتر است. براي بار سوم که از
آنجا عبور مي کردم. انتظار داشتم زير نوشته من نوشته اي باشد. اما زير تخته سنگ جواني را مرده يافتم...
[ ] [ ] [ sahar ]
خوب دوستان يه سوال ديگه كه خيلي ذهنم رو مشغول كرده
اين كه چرا وقتي يه دختري با پسري دوست بشه حرامه و خانواده بهم ميريزه ؟؟؟؟؟؟؟ اما وقتي پسري با دختري دوست بشه خانواده بهش چيزي نميگن و البته ميگن اين پسره تو دختري مگه اين موضوع پسر و دختر داره واسه هردو حرامه درسته............ حالا دوستان خوبم اين سوالم رو جواب بدين
[ ] [ ] [ sahar ]
بچه ها یه سوال چرا بیشتر پسرها با دخترا دوست میشن ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
[ ] [ ] [ sahar ]
روزی دختری از پسری که عاشقش بود پرسید : چرا مرا دوست داری ؟ چرا عاشقم هستی ؟
پسر گفت : نمی توانم دلیل خاصی را بگویم اما از اعماق قلبم دوستت دارم
دختر گفت : وقتی نمی توانی دلیلی برای دوست داشتن پیدا کنی چگونه می توانی بگویی عاشقم هستی ؟!!!!
پسر گفت : واقعا دلیلش را نمی دانم اما می توانم ثابت کنم که دوستت دارم
دختر گفت : اثبات؟!!!! نه من فقط دلیل عشقت را می خواهم . شوهر دوستم به راحتی دلیل دوست داشتنش را برای او توضیح می دهد اما تو نمی توانی این کار را بکنی !!!!
پسر گفت : خوب ... من تو رو دوست دارم چون زیبا هستی چون صدای تو گیراست چون جذاب و دوست داشتنی هستی چون باملاحظه و بافکر هستی چون به من توجه و محبت می کنی تو را به خاطر لبخندت دوست دارم به خاطر تمامی حرکاتت دوست دارم
دختر از سخنان پسر بسیار خشنود شد
چند روز بعد دختر تصادف کرد و به کما رفت
پسر نامه ای را کنار تخت او گذاشت
نامه بدین شرح بود : عزیز دلم !!!تو رو به خاطر صدای گیرایت دوست دارم ..... اکنون دیگر حرف نمی زنی پس نمی توانم دوستت داشته باشم دوستت دارم چون به من توجه و محبت می کنی ...... چون اکنون قادر به محبت کردن به من نیستی نمی توانم دوستت داشته باشم تو را به خاطر لبخندت و تمامی حرکاتت دوست دارم ..... آیا اکنون می توانی بخندی ؟ می توانی هیچ حرکتی بکنی ؟ ...... پس دوستت ندارم اگر عشق احتیاج به دلیل داشته باشد در زمان هایی مثل الان هیچ دلیلی برای دوست داشتنت ندارم
آیا عشق واقعا به دلیل نیاز دار؟ نه و من هنوز دوستت دارم . عاشقت هستم
[ ] [ ] [ sahar ]
امروز هم احساس تنهایی می کنم .تنهای تنها در سرزمین ناآشنایان حقایقی که از آن گریزانم. در این میان به دنبال کسی می گردم تا حرف دلم را برایش بازگو کنم . اما وقتی که از همه چیز و همه کس و همه چیز نا امید می شوم به خلوت ترین مکان پناه می برم و به دور از چشم دیگران اشک می ریزم .اشکهایی که بیان کننده ی دردهای درونی ام هستند . پس از خداوند طلب مساعدت می کنم پروردگاری که همه جا حضور دارد و ما او را نمی بینیم وبه این ترتیب با یاد او دلم آرام می گیرد.
[ ] [ ] [ sahar ]
خواهرم از بیرون میاد خونه… میبینه پشت سیستمم… می گه کامپیوتر روشن کردی؟ پـَـ نه پَــ، دکتر گفته بشین جلوی مانیتور خاموش زل بزن بهش واسه چشات خوبه!
_________________________________
کامپیوترم یه ویروس گرفته بود رفتم کلی پول آنتی ویروس اورجینال دادم بعد سه ساعت اسکن ویروسه رو پیدا کرده پیغام داده: _________________________________
به مامانم می گم: فکر کنم دیگه وقتشه از تنهایی در بیام، هر چی باشه بیست و شش سالمه مامان… می گه: یعنی زن می خوای پدرسوخته؟ _________________________________
به داداشم می گم برو عصای آقاجون رو بیار؛ می گه مگه آقاجون می خواد بره؟ ________________________________
داشتیم تو خیابون قدم می زدیم که یهو صداى ترمز شدیدى اومد و دو تا پا که یکى عمودى یکى افقى رو هوا بود… خلاصه ملت جمع شدن بالای سر طرف، که در این هنگام راننده پیاده شد و در کمال خونسردى گفت: آقا چیزیتون شد؟
[ ] [ ] [ sahar ]
|
||